![]() | من پذیرفتم که عشق افسانه است ایـــن دل درد آشـــنا دیوانــــــه است مــی روم شـــاید فراموشـــت کـــنـم در فراموشــی هــم آغوشــت کنـــم مـی روم از رفتــــن مــن شـــاد باش از عـــــــذاب دیـــدنــــــــم آزاد بـــاش آرزو دارم بفهمــــــــــــــــــــــی درد را تلخـــــــــی برخورد های ســـــــرد را آرزو دارم شبـــــی تنـــها شـــــوی لحظه ای هم غصــه با غم ها شوی آرزو دارم بفهمــــی درد چیــــــست آنکه بشکســته دلـش از درد کیست آرزو دارم دمـــی عاشـــق شــــــوی سینه سوز و هم دم مشکل شـــوی آرزو دارم بفهمـــی عشــــق چیست آنکه هر لحظــه به یادت بوده کیست مــن ســــخن کوتــاه کنــــــم از آرزو آرزویـــــت بــــــــوده هـــــــــر دم آرزو مـــن که در بازی عشـــق باخـــته ام در کنـــج خرابه خانــــه ای ساخته ام در کـــنج خـــرابه به تو مـــن فـکر کنم با هر نفســـــم اســـم تو را ذکـر کنم با ذکـــر تو در دل آتــــش افروخـــته ام در بازی عشـــق عاقبــت سوخته ام
|
پ.ن:من سکوت خویش را گم کرده ام لاجرم در این هیاهو گم شدم .
من که خود افسانه می پرداختم , عاقبت افسانه ی مردم شدم !

سلام خیلی محتاج دعام
مریضی داره کم کم از پا درم میاره...........
برا صبرم دعاکنید
سلام فاطمه ی عزیزم
الهی
برای سلامتی اش دعا می کنم
انشالله خداوند به شما صبر بده
کاش میشد لبخند آنهایی را که دوستشان داریم لای کتاب خشک کنیم ...
سلام مریم قشگم
و کاش آنهایی را که دوست میداریم معنی دوست داشتن رو بدونند
زینب جان
شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما "بی حسین" شدن تو بود ، شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم...
التماس دعا
محتاج دعای عزیزانی چون شما هستم
ممنونم.باز هم بهم سر بزن.
تمنا می کنم عزیز دل
حتما
باز این چه شورش است که درخلق عالم است
بازاین چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز جهان
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
سلام لیلا جان
عالم همه قطره و دریاست حسین
خوبان همه بنده و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
التماس دعا
اپم
دورود بر شما افسانه خانوم دوست خوب من ممنون که هم به من سر زدی و هم به من خبر دادی با نظرت که به وبت سر بزنم و اپی سپاس گذارم موفق باشی بازهم از اینکارها بکن تا دورودی دیگر بدرود
سلام
تمنا می کنم از شما نیز سپاسگزارم
چشم خدمت خواهم رسید
راستی افسانه خانوم عزیز خواهر خوبم میدانم که زندگی سخت ئ خیلی کوتاه شده است برای ما ایرانها که هر روزش محرم است و هر روز محرم خویش را با چشم میبینیم و شاهد محرمهای دیگری هستیم که برای هم وطنانمان اتفاق میافتاد چاره چیست اگر این را هم نگویم ان قدر از عمر هم که برایمان باقی مانده است بی خودی حدر میرود به فکر محرم زندگی خویش باش در این دکان هر که هرکه موفق باشی
از حضور گرمتون سپاسگزارم

فرمایش شما متین و محترم
شما نیز موفق باشید
دنیای عجیبی شده است !!!
برای دروغ هایمان خدا را قسم میخوریم و به حرف راست که میرسیم می شود جان تــو
سلام عزیز دل
دلم گرم خداوندیست.....
که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه میریزد!
چه بخشنده خدای عاشقی دارم ....
که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم!
دلم گرم است ،
میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من ، خدا را آرزو دارم .
سلام من تازه با وبلاگتون اشنا شدم
جا داره یه تبریک بگم به خاطر این همه ذوق و شعر زیبا
خیلی لذت بردم از خوندن شعرهایتان
البته چندتاش رو بیشتر نرسیدم بخونم
ولی خیلی زیبا بود دیدم انصاف نیست نظر نزارم
سلام بزرگوار
ازتون سپاسگزارم
خیلی خوش اومدید
بزرگوارید
❤حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که❤
❤روی اون « هــا » کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم❤
❤بعد وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم و کیف کنیم !!!❤
❤رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی❤
❤باید مردونه پاش وایستی...
سلام نازنین عزیزم

خب واینمیسن دیگه
باید مردونه پاش وایستی
سلام افسانه
خوبی؟
خوشحالم که آمدی
متاسفانه آدرس شما را نداشتم
خودم هم نمیدونم چرا اینطور شد
حالا هم که کسی پاسخگو نیست.
سلام
چرا باید این اتفاق بیافته
خدا رو شکر که مشکل حل شد
اما من خودم هم تعجب می کنم
سلام مرسی ازاینکه بهم سر زدی واقعا که وبت خیلی قشنگ ورمانتیکه خوش به حالت بازم بیا مرسی
برای ما که میفهمیم
معروف است که عقب مانده ها چیزی نمی فهمند.
چند سال پیش در جریان بازی های پاراالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر
از شرکت کنندگان دوی 100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم.
آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به سریع دویدن نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پاراالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد. این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.
هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند. یکی از آنها که مبتلا به سندروم "دان" -عقب ماندگی شدید جسمی و ذهنی - بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده.
سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند.
در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.
کاش ما هم چیزی نمی فهمیدیم ..
باز هم سپاس از حضور گرمتون
سلام واقعا که وبت خیلی قشنگ ورمانتیکه خوش به حالت
سلام مهسای عزیزم
نظر لطف شماست
سلام افسانه ی گلم
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را تسلیت عرض میکنم
سلام افسانه ی عزیزم
عزیز دلمی بر شما نیز تسلیت باد
التماس دعا
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هر کسی غصه ی اینکه چه میکرد نداشت
چشمه ی سادگی از لطف زمین میجوشید
خودمانیم .... زمین این همه نامرد نداشت...!
(حسین پناهی)
سلام عزیز دل
توکوهم بودی و هستی کجایی؟که من بر
شانه هایت گریه کردم
چوبودی گریه می کردی به حالم نبودی من
به جایت گریه کردم
سلام
منظورت از اون کامنتی که برام گذاشتی چی بود؟؟
سلامــــــــ
منظوری نداشتم که!!
من که نیک می دانم
که چندین سال بعد
دیگر
من نخواهم بود
و سلام خورشید را
بی جواب می گذارم
می دانم که
وقتی آفتاب عمرم
بی رونق شد
از دوباره
یکی هست و
آن یکی نیست
باز هم زمین می چرخد
زندگی ها جریان دارد
ماشین ها بوق می زنند
می دانم
همه خواهند خندید
و شاید
گریه سر بدهند
ولی خدا کند
اگر رهگذری
مرا خواند…
برای شادی
شاعرانه روحم
نه! نه!
اشتباه نکن
فاتحه نمی خواهم
فقط بگوید:
“یادش بخیر...”
همین
سلام دریای عزیزم
عاشق نشدی
پیداست هنوز شقایق نشدی ....
زندانی زندان دقایق نشدی...
وقتی که مرا از خود میرانی ...
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی...
زرد است که لبریز حقایق شده است...
تلخ است که با درد موافق شده است...
شاعر نشدی و گرنه می فهمیدی...
پاییز بهار است که عاشق شده است...
عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
ایام عزا تسلیت
عزاداریتان مقبول
سلام عزیز دلم
گویند که لب تشنه از آن معرکه رفتی
آن تشنه لبی بر لب عشاق نشان بود
تا روز قیامت چو کسی آب بنوشد
با عشق تو پیوند خورد ، فلسفه آن بود
آرشید
التماس دعا
سلام افسانه مهربون
شبت بخیر
منم ایام سوگواری سالار شهیدان و یاران باوفایش را خدمتتون تسلیت میگم.
ازشما دوست خوبم التماس دعا دارم
سلام معلم خوبم
خاموش می شوم
از پس اشکهای خیمه نشین ...
کاش خیمه ها نیز
با اشکهایم خاموش می شدند ...
آرشید
محتاج دعا
وبلاگت زیباست ولی شعرت آن را زیباتر کرده
امیدوارم همشه موفق باشی.
سلام
سپاس از حضور گرم و حسن نظرتون
سلام.
کادوهای قشنگ خدا...
در وبلاگ من.
منتظر حضورتون هستم[گل]
سلام آسمان عزیزم
صبورانه در انتظار زمان بمان!
هرچیزی در زمان خودش رخ میدهد
باغبان حتی اگر باغش را غرق آب هم کند،درختان خارج از فصل خود میوه نمیدهند ...
عاشق که باشی
میتوانی چشمهایت را ببندی
و پرندهگان
جای تو حرف بزنند
مثل این شعر
که دارد جای من برایت آواز میخواند!
[گل][گل][گل]
بــدتر از مــرگ هم هست . . .
زنــده بــــــودن به اجبــــار . . .
زنـــده بــــــــــودن بی دلـــــــیل . .
کتاب شعر هایم زیر چاپ است
دیگرچیزی نمانده
همه بفهمند
من عاشق تو ام...
[گل][گل][گل]
خدایا...
در لیست آدمهایت اشتباهی شده است!
اسم من که ایوب نیست ...
دوستانم سرزنشم می کنند
می گویند:رفته را باید فراموش کرد
که باید با زنده ها زندگی کرد
در جوابشان لبخند می زنم،بلند می شوم
از روی میز برایت چای برمی دارم
می آیم کنار تو،نزدیک پنجره می ایستم
روی پنجه بلند می شوم و صورتت را می بوسم
آن ها بهت زده، نگاهم می کنند!
باز هم سپاس
سلام افسانه عزیزم ببخشید من یادم رفته بود که شما هم این شعر را گذاشته اید اما شعر بسیار زیبایی هست ممنون از تذکر شما
به یگانه هم سر بزن دختر خوبیه عزیزم
دوستانم همه نابند طلا سیری چند
درد باد از همه شان دور بلا سیری چند
بی گل روی عزیزان نفسم میگیرد
بی حضور رفقا صلح و صفا سیری چند
سلام عزیز دلم

ایراد نداره قشنگم
در تنهایی شکفتم
در تاریکی نهفتم
با سایه سخن گفتم
با عشق به خواب رفتم
از تو خبری افسوس
از تو گذری افسوس
با غربت دل ساختم
تنها و رها ماندم
حال خاکستری سردم
پاییزی و بی برگم
من بی تو هیچم
حق نداریم احساس دیگران رو به بازی بگیریم
فقط بخاطر اینکه
هنوز تکلیفمون با احساس خودمون معلوم نیست .....!
سلام نازنینم
بس که دیوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه تنهایی من می گذرد
به هوا هوسی که شد
سرکی می کشد و می گذرد!!!!
بیا یک قرار بزاریم همدیگه رو ببینیم
قرار ما دیروز
همونجا که مرده بودیم
همون پیاده رو که هر گز نبودیم
نشونه ی من.....سازم و دفتر ترانه هایم
نشونه ی تو چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام جناب حقی
کاش چون پاییز بودم
خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دید گانم سرد میشد
آسمان دیده ام پر درد میشد
درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد(1)
1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما ..............
15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
18-دیگران اطلاعات متعارف خود را روی شبکه اینترنت در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
سلام
هماوایی زیبایی است ...
لبیک گویی صدها زخم
بر احرام سرخ فرزند قبله ...
آرشید
سپاس از حضور گرمتون
بچگی خودش خوش بختی است ؛ مگه نه ؟
نباید ازش بیرون اومد!!!
تو چه وقت ازش بیرون اومدی؟؟!
[گل][گل][گل]
سلام
این روزها . . . گله هایم زیاد شده . . .
دست خودم نیست!
تنها که باشی ٬ از خدا هم گله می کنی . . .
سپاس
تو
لعنتِ خدا به من بودی.
. . . . . .
کاش دوباره لعنتم کند خدا
[گل][گل][گل]
یکـ ســلول انفــرادــے
دردم از شــکنجهـ نیستـ
یادش مـــــرا
دیــــــوانهـ کــــــــرده . . .
به مووهات شانه میکشی
باران میشود
به چشمهات سُرمه،
آفتاب میشود
به گوونههاتْ برگِ گُل
مهتاب
به لبهات...
. . . . . .
به لبهات دیگر دست نزن!
[گل][گل][گل]
زندگی را دیده ای!
هیچ کس به سکــــــــوت آدم نمی رسد . . .
همه به دادش می رسند
این خانه،
موریانه نداشت
یادِ تو
به جانش انداخت!
[گل][گل][گل]
از کسی که دلش گرفته ....
نپرسید چرا ..... ؟
آدمـها وقتی دلیل ِ ناراحتی ـِشان را نمی توانند بیان کنند ....
دلشان می گیرد.....
باز هم سپاس
از پشت خانهِ من
هر صبح
قطاری می گذرد
و مردی را با خود می برد
که روزی عاشقِ موهایِ سیاهِ سیاهِ او بودم
که روزی تمامِ دنیایِ من بود!
نمی دانم
نمی خواهم بدانم
این قطار او را به کجا می برد
ولی می دانم
که از من
و دنیای من
دورتر
و دور تر
و دورتر می شود…..
سلام
باران که میبارد،دلم یک دنیا میگیرد . . .
قرار بود تکیه گاه باشی . . .
نه اینکه گاهی باشی... گاهی نباشی . . .
راه می افتم زیر باران...بدون چتر. . .
من بغض میکنم....آسمان گریه. .
سپاس از مهرتون
سهراب
صبرکن
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
قایقت جادارد
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم
سلام عزیز دلم
ممنون نازنینم
هر رابطه ای ؛
به هر دلیلی برایت تمام شد !
پی اش را دیگر نگیر
هیچ شوک مصنوعی !
آدمها و رابطه های مرده را زنده نمی کند . . .
سلام
به سرنوشت بگویید ...
اسباب بازی هایت بی جان نیستند ... آدمند ... می شکنند ... آرام تر...!!!
سپاس از مهرتون
بدهکارم به تو من آرزوهاتو
یه عمر اشک نشسته توی چشماتو
از این روزای رفته سخت بیزارم
دوباره بودنت رو آرزو دارم
بدهکارم به تو من بی قراریتو
غم پنهون تو اشکای جاریتو
میون آرزوهای تو پنهونم
به تو بد کردم و حالا پشیمونم
بدهکارم به تو من گریه هاتو
غم سنگین اون بغض صداتو
حلالم کن که دارم میرم از دست
حلالم کن رسیدم من به بن بست
سلام و سپاس ار حضور گرمتون
گاهــــــی مجبـــور ی برای راحــــت کــــردن خیــــال دیگـــــران
خـــود را خوشحـــــــال نشان بــــدی
ولـــــی چه حیــــف که درونـــــت غوغـــــــاست
نازم ان اموزگاری را که در یک نصف روز
دانش اموزان عالم را همه بینا کند
ابتدا قانون ازادی نویسد بر زمین
بعد از ان با خون ۷۲ تن امضا کند
سلام عزیز دلم

سیلاب اشک را تو بگو سد دل شکست
با نوح کربلا سر طوفان دیگر است
آن کشتی نجات که بر نی فرو نشست
راس الحسین(ع) بود که قرآن دیگر است
آرشید
التماس دعا
قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است
سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است
از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت
از نسل ماهی های دریاهای آزاد است
نه ضربت شمشیر می خواهد نه نعل اسب
شش ماهه خیلی اربا اربا کردن اش ساده است..
سلام
کدامیک سنگین تر بود ؟!
کوه امانت بازگرداندن پیکر کوچکترین سربازِ سرباخته ات به خیام ...
ثقل حیوان درنده ای که بر سینه ات می نشست ...
یا اسبانی که بر پیکرت تاختند !
آرشید
سپاس از مهرتون
التماس دعا
سلام
وبلاگ زیبا و با معنی داری
خسته نباشی و با ارزوی موقیت برای شما
سلام
از حضور گرمتان سپاسگزارم
نظر لطف شماست
التماس دعا
♥•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•. ♥
♥ دوســـ♥ـــت د اشتن وداشتن دوست !♥
♥ دوســـ♥ـــت داشتن امری لحظه است ♥
♥ اما ♥
♥ داشتن دوســـ♥ـــت استمرار لحظه های♥
♥ دوســـ♥ـــت داشتن است!…. ♥
♥ ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨` ♥
سلام

گاهی دلم میخواد, وقتی بغض میکنم,
خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هامو پاک کنه, دستم را بگیره و
بگه: اینجا آدما اذیتت میکنن؟!!!
سپاس از مهرتون
التماس دعا
دیدمت ، از دیار دلتنگی
که
چشمانی گریان داشتی
های و وای در دل پرشورت داشتی
بر گونه هایت اشکی فشاندی
دعایم TALE به آبی خود را رسانی
که از خون جاربست همچون رود نیل
دل آتشینت را به معشوقت سپاری
سلام همزبان خوبم
مثل دریا شده است و تر شده است
آسمان بود و باز تر شده است
پیش رویش هزار چشمه عطش
پشت سر آب نوحه گر شده است
او که از خیر دیدنش نگذشت
تیری اما به چشم شر شده است
چیزی از او نمانده است ولی
از همه هر که هست سر شده است
سپاس همزبان خوبم
التماس دعا
درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد(2)
19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20- دیگران ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید دم حجله کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم
سلام
سپاس از حضور گرمتون
متاسفانه اعتقاد و عادات زشتی است که دامنگیرمان شده
بیشتر از همه دوست میداشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من میآورد.
میخواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجرهها پاک نمیشود
سلام نازنینم
دل به دلم که ندادی ...پا به پایم که نیامدی...دست در دستم که نگذاشتی...سر به سرم دیگر نگذار که قولش را به بیابان دادم
سپاس از مهرتون
سلام افسانه
خوبی؟
ممنون که آمدی
البته تصور میکنم ریشه تمام بدیها از اولین دروغ شروع بشه.
راستی میدونی دروغ چطور وارد فرهنگ ما شد؟
سلام
ممنون از شما
بله دروغ ریشه ی تمام بدیهاست و دو رویی و نفاق سررشته ی تمام بدیها
از آن زمان که دروغ لباس حقیقت را پوشید همه حقیقت را زشت و عریان و دروغ را زیبا می دانند
از شما نیز سپاسگزارم
سلام افسانه
مرسی از شما
دروغ خیلی زیباست
و حقیقت تلخ
سلام
متاسفانه این حقیقتی است که باید باور کرد
سپاس
سلام شاعر
از نوشتههاتون خوشم اومد
سلام عزیز دل
من شاعر نیستم
ممنون از حضور گرم و حسن نظرتون
گــوشهـایم را مے گیــــــــرم…
و چـــشم هایم را مے بندم…
و زبـــانم را گــاز مے گیرم..
ولے…
حــریف افکـــارم نمے شوم…
چقـــدردردناکـــ استــ…
فهمــــــــیدن …!
سلام عزیز دلم
فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛
از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم !
امـا …. حقیقـت اینه که :
از دست دادن ِ خــودمـون ،
و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم ….
گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!
ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛
از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم !
امـا …. حقیقـت اینه که :
از دست دادن ِ خــودمـون ،
و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم ….
گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!
سلام عزیز دلم
در سکوت گوش فرا بده چون اگر دلت پر از چیز های دیگر باشد
نمی توانی صدای خدا را گوش دهی