چه خوش گفت مرد عمل:غریب است دوست داشتن وعجیب تر از آن دوست داشته شدن
چه قدردشوار است باور عشق جعفر:
ده سال پیش عاشق دختری به نام مریم شد .که به علت وضع مالی ضعیفی که جعفر داشت خانواده دختر راضی به این وصلت نشدند .جعفر ومریم پنج سال برای رسیدن به هم تلاش کردند اما نتیجه ای نداشت .سرانجام مریم در سال 85خودکشی کرد .وجعفر دیوانه شد.اوباور ندارد مرگ معشوقه اش را وبه هر کس میرسد اورابرای عروسی اش دعوت می کند واکنون دوچشم اونیز کور است .چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به چه جرمی دیوانگی ؟ به جرم اینکه انسان است دلی دارد در این سینه ؟ به جرم این که انسان است واز احساس سرشار است ؟ به جرم اینکه ...............
سلام
مطلبی تکان دهند و تاثیر گذار بود... ممنون از شما .
انسان موجود پیچیده ای است ... کاش به جای سنگ اندازی در راه پیوند انسانها شرایط سهل تری برای آغاز زندگی جوانان ایجاد شود . انشا ءالله من تا حد امکان این کار را در حق فرزندانم انجام خواهم داد(البته فعلا هم تا حد زیادی این کار را کرده ام ) ...
من برای مهریه ی دو دخترم اگر زنده بودم دو مهریه تعیین خواهم کرد ( در وصیت نامه ام هم نوشته ام ) . یکی مادی ... تا حدی که در زندگی امروز پشتوانه ای برای ایشان باشد و دیگری معنوی ...
از لحاظ مادی به شرایط روز نگاه خواهیم کرد و از لحاظ معنوی مهریه ی دختران من نماز جماعت است . چون اگر مرد با تقوا باشد هم به دینش می رسد و هم دنیا ... کسی که اهل نماز جماعت باشد برکات زیادی برای او خواهد بود. اگر به این مهریه ی معنوی توجه شود به آن مهریه مادی هم نیازی نخواهد بود.
و دخترانم با ایشان خوشبخت خواهند شد.
انشاءالله همه ی جوانان خوشبخت باشند . و دیگر از این مسائل در جامعه دیده نشود .
بازهم سپاس .
سام جناب صهبانا
انشاءالله که عروسی فرزندان دلبندتان را خواهید دید .
خوش به حال داماد های شما که چنین پدرزنی خواهند داشت
ممنون از حضورتان
او « مریم »که خود کشی کرد ! هیچ ندانم چرا ؟!
و خودش هم که نیست برایمان بگوید و بنویسد ، منو تو هم هرچه بگیم نمی تواند آن باشد که او می دونست و سادگی هم نکنیم و ننویسیم .
اما جعفر بسیار نزدیکم به او !!!!!!
جعفر دنیا را با چشمان مریم دید ، او همه را به عروسی خود با مریم به دعوت نشسته است ! هر کس دعوت او را نمی پذیرد او توان دیدنش را ندارد و چون هیچکس این دعوت را نمی پذیرد در نتیجه او را گور می بینند .
دنیای جعفر متعلق به خودش است ، دنیای روشنایی ، دنیای عشق حقیقی ، دنیای تقدیر حقیقی ، دنیای . . .
به نوشتن نیآید ! احساس است ! عشق است ! و . . .
سلام بر همزبان وهموطن گرامی
ممنون از حضورتون وممنون از نظرات زیبایتان.
مریم باید می جنگید با این کار نشون داد که طاقت شکست رو نداره وبا رفتنش دل وعقل جعفر رابرد باید می ماند ومقاومت می کرد اما افسوس که افسانه ی مریم وجعفر با مردن مریم به پایان رسید
عاقل مباش که غم دیگران خوری دیوانه باش تا غمت دیگران خورند
برای دل پر احساست .برای زحماتی که برای درس خواندن کشیدی با نداری وبی پولی ساختی حسرت خیلی چیزها راکشیدی تا مدرک کارشناسی ات راگرفتی .اما به چه کار آمد ؟؟ فارغ التحصیل رشته ی اقتصاد امروز باید به خاطر ضعف اقتصادی اش با مدرک اقتصاد مجنون شد تا غمش را دیگران خورند .چقدر سخت است باورش . اینجا من در غمت شریکم
. خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچرا ؟
جعفر عشق تو عشق واقعی ایست . برتو مبارک باد .چقدر گریه کردم
سلام افسانه عزیز
من توان شنیدن اینچنین مسائلی رو ندارم.چنان دلم به درد می اید و چنان در خیال خود آن را تصور میکنم که گویی خودم در آن ماجرا حضور داشتم.
دردم زیاد است ولی افسانه ،هرگز خودکشی راه درست نیست.اثبات عشق را با خودکشی نمیپسندم.شاید بارها آرزوی مرگ کرده باشمُ.از خستگی و درماندگی.اما میدانم خودکشی راه درستی نیست.نشان از ضعف آدم است.
و چقدر دلم برای جعفر میسوزد.شاید عاشق واقعی این وسط ،فقط جعفر بوده باشد.
سلام مرجان جان
منم خیلی ناراحت شدم .درسته خودکشی راه درستی نبود باید مقاومت می کرد.که نکرد
سلام پاییز مبارک
واقعا متاثر شدم .خیلی تکان دهنده بود
سام سحر جون
ممنونم پاییز شما هم مبارک
این تبریک پاییزی نشون می ده که پاییز هم چون بهار آمدنش برای خیلی ها مسرت بخش است
گفتند : محبت کن ، از محبت خارها گل می شوند ..!
محبت کردم... هیچ کس گل نشد..!
خوارم کردند ...!
سلام
ممنو از حضورتون.دوراز جون شما
خارانی که با محبت گل نمی شونداین جای تاسف دارد .عیب از محبت شما نیست .عیب از خاران است.
دوست داشتن کسی که لایق محبت نیست اسراف محبت است.
در مورد پست آخر خیلی 4 نکته ی بجایی بود
مرسی از یاداوری
مطمئنم بی دلیل نیست که بعضی از نظردهی ها رو می بندی .
ان شااله که خوب باشی و شاد
سلام آنا جون
قربونت برم از حضور سبزتون ممنونم
بمیرم من این چیزها رو نبینم
ننویس اینا رو دلم ریش می شه بخدا
کم گریه می کنم اینم روش
بمیرم الهی دیگه حرص این چیزا رو نخورم
دور از جونت آنا جون
منم دوروز فکرم وذکرم به عشق جعفر ومریم مشغول بود وناراحت. داستان یک طرف عکس ها هم یک طرف
خدایا چرا
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چرااااااااااااااااااااااااااااااا
سوال علم بهتـر است یا ثـروت ؟ یکی از انشاءهای معروف دوران دبستان است که کمتر
کسی آن را بـرای نوشتن انشاء انتخاب می کنـد . سوالی که حتی بزرگ تــر ها در انتخاب
آن اختلاف نظر دارند ، به ناچار باید مـوضـوع دوم « فصل پاییـز را تعـریف کنید »
انتخاب ، نقطه سر خط انشایی نوشته شود . . . . پاییـز یکی از فصل هـای سال است . در
پاییـز برگ درختان زرد می شود و کم کم هــوا سـرد می شود . در فصل پاییز مدرسه هـا
باز مـی شود و ما برای خواندن درس به مدرسه می آییم . در پاییـز پـرستوها به مناطـق
گرمسیر کوچ میکنند . . . . .
شما هم یک انشاء بنویسید . . . . . . .
بنویسید : علم بهتر است یا مدرک ؟
عشق بهتر است یا ثروت ؟
علم بهتر است یا ثروت ؟
. . . . بهتر است یا .....
سلام
ممنو ن از حضورتون
من نمی خوام مثل معلم که به شاگردهاش می گه علم بهتره بگم علم بهتره .همه ما بعد ازعمری متوجه شدیم که علم به همراه ثروت خوبه .هردو مکمل دیگری ایست .چه دانش آموزانی که به خاطرفقر اقتصادی ترک تحصیل کردند.چون باید درکوره کار می کردند یا قالی می بافتند .من می تونم به این دانش آموزان بگویم که فقط علم بهتره ؟
بچه بودیم همه ی ما می نوشتیم علم بهتر است .اما الان همه فهمیدیم که هر دولازم وملزوم همدیگرند .کلاس چهارم بودم قبل از اینکه انشا را سر کلاس بخوانم زنگ تفریح برای دوستم خوندم .من نوشته بودم ثروت و علم هر دو بهتر است .دوستم گفت دوباره بنویس معلم دعوات می کنه ثروت رو ننویس نمرتو کم می ده .من هم نوشتم علم بهتر است . اما هیچ کس از ثروت بدش نمیاد. ما که معصوم نیستیم .
دنیا را عاشقان ساخته اند و عاقلان بهـره اش را برده اند . هر جا کاری بزرگ و سترگ
و ماندنـی مـی بینید بدانید در بـن و بنیاد آن ، یک آدمـی که به آن کار عشـق مـی ورزیده ،
دخیل بـوده ، آدمـی که به نفع خودش ، یعنـی نفع مـادی و دنیـوی و آنی خود نمی اندیشیده
است . این موسسات و کارهای عظیم دنیا مانند دیـوار های بلندی است که معدود آدمهای
با زحمت و مرارت آنها را بالا می برند ، آن وقت هزاران نفر در طول تاریخ می آیند و پای
آن دیوارها و در سایه آنها می خوابند و می آسایند .
آن اولیها عاشقند و دومیها عاقل ، عاقلها حسابشان دوتا دوتا چهار تاست . معاش اندیشند
و به فکـر خویشند امـا عاشقهـا کسانی هستند که وقتی چیزی را می خواهند ، آن را بـرای
خود آن چیز می خواهند نه برای خودشان .
ممنون
خیلی دلم به حال جعفر سوخت.قدر زندگی تونو بدونید .دنیا ارزش هیچ چیزی رونداره 
دل نوشته زیبایی بود .این نشان میدهد که شما چقدر تحت تاثیر قرار گرفتید
خیلی سخته قبول اینکه دوانسان به خاطر فقر مالی چنین سرنوشت رو داشتند .مریم را نمی گوییم اما جعفر بی گناه بود
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به چه جرمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عجیب است!!
باور کردنش مشکل است و همانطور که گفتید قبولش سخت تر؟؟!!
سلام ممنون از حضورتون
بله واقعآقبولش سخته
حس غریبی ست دوست داشتن وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن ..... وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده به بازی اش میگیریم ..... هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر ! هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!.... تقصیر از ما نیست ... تمامی قصه های عاشقانه این گونه به گوشمان
خوانده شده اند
سلام
ممنون از هموطن خوبم در خارج از ایران عزیز
ممنون از هدیه ی زیبایتان .عاشق شریعتی وسخنان گوهر بارشون هستم
از لطف شما سپاسگزارم
انسان ها را از دور دوست داشتن، کار دشواری نیست. دوست داشتن آنهایی که به ما نزدیک هستند، کار دشواری است.
بخشیدن یک کاسه برنج برای سیر کردن یک گرسنه، بسی آسانتر از کاهش تنهایی و درد و رنج انسانی رانده شده در خانه خودمان است.
عشق را به خانه خود بیاورید, چرا که عشق ورزیدن به یکدیگر را باید از خانه آغاز کنیم.
" مادر ترزا "
ممنون ازجملات زیبای مادر ترزا
وبسیار زیبا بود. آفرین به شما که جملات مادر ترزا راسرلوحه ی زندگی خود قرار دادید انسان در هر دین وآیینی که باشد مورد احترام است وملاک برتری هرکسی به تقوا وانسانیت است
همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن
همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه سر وپابرهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن
شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن
طلب گشایش کار ز کارساز کردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
ممنون از حضور پرمهرتون
هــزار بــار عاشـق می شــوم
هــزار بــار فـریب میخــورم
و هــزار بــار شکــر میگویــم :
که هنوز توان عاشق شدنم هست . . .
بسیار عالی ازاین همه امید وامیدواری
امید که هیچگا فریب خورده نباشید.
سلام
ممنون از حضورتون.
مریم خانم
افسانه وقتی اپ کردی خبرم کن
می یام اینو می بینم دوباره گریه ام شروع می شه
سلام آنا جون
حتما قربون دلت برم من
سلام
آپم
آپم
سلام
حتما
سلام
خیلی
ممن.ن از حضورتون
سلام افسانه نازنین .
نمیدونم حس میکنم تو هم احساس غمی داری که در نوشته ها و شعر های تو نمایان است از خواندن همه نوشته هایت لذت بردم بازهم میایم و باز هم با تو همراه خواهم بود محمد
سلام
از حضورتون ممنون این دفعه اومدید حتما آدرسی از سرای زیبایتان بگذاریدتا من نیز خواننده ی پست هایتان باشم
خیلی ناراحت کننده است
سلام ممنون از حضورتون
عشق ، جنون الهی است
نه مذموم است و نه ممدوح
(امام صادق(ع))
......................
اینو از وبلاگ چندخطی گذاشتم ...
مطلبت داغونم کرد
الله اکبر ...
سلام
ممنون از حضورتون.
این نشون میدهد که چقدر مردمان ایران عزیزمان انسانهای با احساسی هستند.
سلام من مجتبی هستم لقبم یه جور رتبه ست که از یه استاد فایتر(تای بوکسینگ) تو بلاروس گرفته ام...
یه جورایی هم یه لقب ضد فراماسونریه...
همین...
به زودی اسمم رو همه جا خواهی دید...
سلام
از حضورتون خوشبختم
به امید روزی که اسمتان راهمه جا ببینم
سلام
تکان دهنده بود
سلام
از ممنون ازحضورتون
بله تکان دهنده بود .
در روایت آمده است که زلفـــی دختر زیبای یکی از اصحاب نبی اکرم به در خواست ایشان با غلام سیاهی کوته قامت و فقیر اما مومن ازدواج کردند ... مسلما اینگونه داستان ها در طول تاریخ برای قشنگی نبوده !!! باشد که عبرت پذیریم ... خواهر گلم ضمن تبریک به مناسبت روز دختر از شما برای بادید از فتوبلاگ شمع جمع دعوت مینمایم ... مخلص شما
سلام
ممنون از حضورتون
دعوتتان را با جان ودل قبول می کنم
مطلب بسیار تکان دهنده ای بود. کاش عشقها واقعی بودند
سلام
ممنون از حضورتون
سلام افسانه جون خیلی غم انگیز است این چنین عشقی


سلام
ممنون از حضورتون
درود بر شما
بسیار متاثر شدم
سلام بر جناب شنگ گرامی
ممنون از حضورتون
اینه که میگن در امر ازدواج هم کفو بودن مهمه.شاعر میگه :آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام.واقعا غم انگیزه.
سلام
رسیدن به خیر
بله فرمایش شما متین
بیچاره جعفر
واقعا دلم شکست چرا ؟؟؟ چرا؟؟
سلام
ممنون از حضورتون
منم همین طور
من اینجا نظر نذاشته بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
حسابی معلومه سرتون شلوغ پلوغه
چرا یه نظر فرستادید
بسیار متاثر و متاسف شدم
کاش پدر و مادر هامون درک می کردن....
ای کاش...
سلام
ممنون از حضورتون
با سلام
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
سلام
ممنون از حضور وحسن نظرتون
خدا این چه کاریه که با بندگانت میکنی..
من تو این کارت موندم.."عاشقی"
سلام بر پدر ومادر اون دختر لعنت.امید وارم توو این دنیا سرشون بیاد.
سلام
ممنون از حضورتون
خواهش میکنم.کاریی نکردم.ولی خلیی نامردیه.بعد دم از مسلمانی میزنن.ویزید وشمر بابا شما بد ترین از اونا که...اخه به شما هم میگن انسان...اون دنیا چی میتونن جلو مریم و جعفر عزیز رو بگیرن تا به هم نرسن...بابا فقط یه ذره بیاین انسان باشیم.نه دم از از انسانیت بزنیم.همه چی که پول نیست.نمیدونم دیگگه چی بگم...
ممنون از حسن نظرتون ودلرحمی تون
من هم خیلی دلم سوخت خودمن هم برای این پست کامنت گذاشتم از فرط ناراحتی