از راه که رسیدی نگاهت غریب بود، من با غربت نگاه تو همسفر شدم خیلی وقت است که با تو زندگی می کنم یعنی ، چشم هایم را که می بندم تو می آیی! شب ها همیشه عجولم برای خواب !... برای خواب که نه ، برای بستن چشم هایم و آمدن تو !!چشم هایم را می بندم و انتظارت را می کشم ! تو می آیی ...! این است زندگی من ! باورت می شود ؟ آشفته می نویسم امشب ؟؟ تو ببخش... به دل نگیر معنای دل ! امشب هم از آن شب های دیوانگی ام است .. کمی که بنویسم ، آرام می شوم ... حالا که من نشسته ام و برای تو می نویسم تو آروم بخواب .. آرامش تو اوج آرزوهای من است ... تو نمی دانی اما من هنوز هم
تــــو را دوستـــــــــ دارمــــــــ |
پ.ن ۱: تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئـــــــــــــــــولی ...
پ.ن ۲: انسان در حال گریه به دنیا می آید و وقتی به اندازه کافی گریه کرد می میرد
افسانه جون ممنون که تولدشقایق وتبریک گفتی لینکات داره منفجرمیشه اماابجی جاداری منواون وسطاجابدی؟خوشحال میشم تبادل لینک کنیم.
سلام عزیز دلم


چرا که
عزیز دلم در قلب خاطرات لینک میشی
سلام خیلی ممنون شعرتون زیبا بود افسانه خانم
سلام
از حسن نظرتون سپاسگزارم
سلام
مرسی ک بهم سر زدی
پستات عالیه
تبادلــــــ؟
بازم بهم سر بزن
فدات
بای
سلام

تمنا می کنم
نظر لطف شماست
سلام افسانه جون
شعر خوبی بود خودت نوشتیش؟
سلام عزیز دلم
چه سنگیــــــن است تکلیــــــف بی تو بـــــودن !
تو آسوده بخوابـــــــــــ . . .
من مشـــق گریہ هــــایم هنـــــــوز مانـــده .
دلی که از بی کسی غمگین است
هر کسی را می تواند تحمل کند. [گل]
سلام
امروز با هم بودن را تجربه میکنیم
و شاید فردا به یاد هم بودن را ...
پس امروز را بیا زیبا زندگی کنیم
به حرمت خاطرات فردا
سپاس از مهرتون
روزی فردی پرسید چرا این همه غم داری؟؟






گفتم بهترینم رفته
مدتی گذشت باز امد گفت چرا باز غم داری چرا گریه هم به ان اضافه شده؟؟؟؟به جایی که کم شود زیاد شده؟؟؟؟
گفتم روزی که رفت غم نداشتم
امروز گریه دارم چون تازه فهمیدم او را ندارم و نخواهم داشت
سلام


مــی دانــی...؟
آدم هـای ِ ســـاده...
سـاده هم عـاشــق مـی شــونـد...
ســاده صـبوری مـی کـنند...
سـاده عـشـق مـی وَرزَنـد...
سـاده مـی مـانـند...
اما سَـخت دِل مـی کـنـنـد...
آن وقــت کـه دل ِ مـی کـنـنـد...
جـان مـی دَهـند...
سـخـت مـی شـکنـنـد...
سـخت فـرامـوش مـی کـنـنـد...
سپاس از مهرتون
سلام افسانه جون
شعر خوبی بود
سلام عزیز دلم
قربونت برم من
بسیار زیبا بود خیلی قشنگ بود ممنونم ازت
سلام زهرا جونم
قربونت برم من
مجنون با انگشت روی خاک مینوشت :
لیلی … لیلی …
پرسیدند چه میکنی…!!؟؟
گفت :
چون میسر نیست من را کام او…
عشق بازی میکنم با نام او
سلام
غربت دیرینه ام را با تو قسمت میکنم...تاابد بادردورنج خویش خلوت میکنم...
رفتی وبارفتنت کاخ دلم ویرانه شد...من دراین ویرانه ها احساس غربت میکنم
سپاس ز مهرتون
عطر های گرون قیمت رو بیخیال ،
آدم باید بویِ اعتماد بده که این روزا خیلیــــــا این بــــــو رو نمیدن!!!
من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام من بنای آرزوها را زهم پاشیده ام آنچه باید من بفهمم
این زمان فهمیده ام در دل خود من به عشق پوچ توخندیده ام
محبت کردید
ایــטּ روزهــآ ..!!
دیگــَر وجــودَت رآ در ایــטּ نـَزدیــڪـے
حـِـس نِمـے ڪُــنَـم ...
نمـے گــویـَم دلـتَـنـگـَت نــیسـتـم ... نــَہ!
ذَره ذَره وجـودم تــورآ مـےطَلـبـد
ولــے بـَـد غــُصِـہ اے دآرد قـِصّـہ ے عـــآدَت ...
سلام سارای قشنگم
توسکوت زرد پاییز که علاج هرچی درده یه مسافردنبال دلش میگرده می نویسه عاشقونه
روی دیوارشبونه:بادل لبریزحسرت این مسافر گریه کرده دلشوداده به کسی که اونو دیوونه کرده
مــی دانـــی
اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم
برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!
شــایـــــد
آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ..
سلام
من به این مهرسکوت من به این تاریکی من به فرسودگی ذهن خودم معترضم که چرا.........
که چرا شوق مرا ومنی چون مرا زخودم دزدیدندبه کجا برگردم؟
حق برگشتن را زتنم دزدیدند
مهرتان را سپاس
مـے روے
هـوایـت نـیـسـت
و بـه هـمـیـن راحـتـے احـسـاسـات ِ مـن خـفـه مـے شـونـد
آبـے کـه روز آخـر پـشـت سـرت ریـخـتـم
آبـروے دلـم بـود...
سلام
توراگم میکنم هرروزوپیدامیکنم هرشب بدین سان خوابها را باتوزیبا میکنم هرشب تبی این کاه راچون کوه سنگین میکند آنگاه ...چه آتش ها که دراین کوه برپا میکنم هرشب
سپاس از حضور مهربونتون
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!
حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه
اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!
خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!
برمیگردم چـون
دلـتنـگـت مــی شــوم!!! این هست حکایت ما...
سلام
و ما همچنان دوره می کنیم
روز را و هنوز هارا
...
و باور نمی کنیم :
گذشته فردا را کشت!
سپاس از مهرتون
وقتی باران می بارد یاد خدا را بیشتر احساس میکنم
چون باران یعنی نقطه چین تا خدا .......
برای شستن خستگی ها....برای شستن حسرت ها....
می شوم تکراری ترین تصویر خیابان های شهرم......
چتر را می بندم....
می روم زیر باران....
شاید باران بشوید خستگی ها را....بشوید حسرت ها را...
شاید....
شاید باران شود نقطه چین تا خدا........
و بگویم من خـــــــــدا را دارم
سلام عزیز دلم
زمان ، آدمها را دگرگون می کند ،
اما تصویری را که از آنها داریم ، ثابت نگه می دارد.
هیچ چیزی دردناکتر از این تضاد میان دگرگونی آدمها و ثبات خاطره ، نیست
سه ماه نبودنت
سیصد ساله ام می کند
سیصد ساله که می شوم
حکم زن پریشانی را دارم
که خاطره هایش
در پیشانی اش جا به جا شده اند
و حالا
وسط یک مشت رژ لب فاسد
بیست سالگی اش را خواب می بیند
و هیچ بیست ساله ای را دوست ندارد
سه ماه نبودنم
نهایتا سی ساله ات می کند
وقتی رفتی
بیست و نه سال و نه ماه بود
که سروده شده بودی!
سلام عزیز مهربونم
روزی به تمام این بی قراری ها میخـــــندی و ســـــــاده از کنارشان میگـــذری...این قشنگــترین دروغی است که دیگران برای آرام کردنت به تو میگویـــند
گلم وبت خیلی نانازه.........
اگه موافقی تبادل لینک کنیم..
قربون چشای قشنگت بره افسانه
سلام
ممنون از حضورتون
اشعار از خودتونه؟
[گل][گل]
[گل][گل]هجران تو خوشتر از وفای دگران ...منکر شدنت به از رضای دگران [گل][گل]
سلام و ادب به خواهرم افسانهٔ عزیز ... رد مهرت بر دیده رسید و بر جان نشست ..
مرسی از مهر دل پر مهری که داری ... سپاس افسانه .. منو ببخشید که بموقع و کافی جبران محبت نکردم. عزادار بودم و فرصتی نبود ..از زحمت تون چیزی کم نشد ..
مرسی خانم ... با احترام و ارادت و بایادت [گل][گل]
سلام
همه بدهی هایم را هم
که صاف کنم
به دلم مدیون میمانم
برای تمام
"دلم میخواست" های
بی جواب مانده ام!
سپاس از شما بزرگوار
سلام خوبی؟
مرسی بهم سر زدی
سلام عزیز دلم
قربون برم
.
نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید!
دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که
راهشان را گم می کنند!!
نـــــــه میتوانی خبری دهی
و نــــــــه خبری بگیری !
أهنگ وبت خیلی قشنگه
سلام یگانه ی من
ای داد دوباره کار دل مشکل شد
نتوان ز حال دل غافل شد
عشقی که به چند خون دل حاصل شد
پامال سبکسران سنگین دل شد
سلام عزیزم
صدایم خیس و بارانیست
نمی دانم؟
خداوندا
چرا؟
در قلب من پاییز طولانیست؟؟
سلام سحر عزیزم
به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن. تعظیم آنها هم مانند خم شدن دو سر کمان است که هر چقدر به هم نزدیک شود تیرش کشنده تر است.
خشایارشاه
سلام واقعا وب قشنگی دارین ممنون که به وب من سر زدین. من شما رو لینک کردم شما هم اگه دوست داشتین من و با اسم باغ صد خاطره لینک کنین.
سلام
محبت کردید

تمنا می کنم
من نیز از شما سپاسگزارم
اما
آدرس؟
درود بسیار
دلم برای اشعار این جا بسیار تنگ شده بود
برایتان آرزوی سلامتی و شادی دارم
سلام جناب شنگ

نظر لطف شماست
محبت کردید
بهترین ها را برایتان آرزومندم
سلام عزیزم وب خوشملی داری ممنون ازحضورت خوشحالم کردی
لبخند تو می فهماند که چه جای دوست داشتنی و زیبایی ست دنیا !...
سلام مهربانم
سخت است!!!!!
می دانی
این همه دل در دنیا هست .
که هیچ کدام برایم تنگ نمی شود.
دورود بر شما خواهر خوب و گرانقدر افسانه خانوم عزیز ممنون که همیشه به من سر میزنی افسانه جان بنویس هر چه که در دل داری تا راحت تر شوی حرفهای را که باید فریاد زد ولی نمیتوان فریاد کشید زیرا فریاد کشیدن در این سر زمین جرم است پس ارزوهای بر باد رفته خود را بنویس که ما نسل سوخته ایم بنویس از بغضهایت از درد هایت بگو تا روزی که دوباره بتوانی این درد ها و بغها را ازادانه فریاد بزنی درد که با عشق توام است ممنون بابت حضورت و آپم تا درودی دیگر بدرود
سلام برادر خوبم
سپاس از مهرتون


اما!!
در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد این دردها را نمیشه به کسی گفت چون.............
................ و** تنها چاره ی آن فراموشی است**
سپاس از حضور زیبایتان
انشالله که زندگی سراسر شادی داشته باشید
خدمت خواهم رسید
دوباره تنها شدم من، بازم دلتنگ و داغـــ ـــونم
ازم نپرس چـــ ـــرا اینجام، خودم اینو نمیدونم
چقدر دلم گرفته، بازم بغضــــ م شکسته
یه دنیا حسـرت و درد روی دلم نشســـ ـــته
دلتنگتــــ ــــم، آرامش منی، میمیرم از تو جدا شم
دنیارو بدن بجای تو به من، میخوام تو آغوش تو باشم
سلام
دلمان که می گیرد
تاوان لحظه هاییست که
دل بسته بودیم
سپاس از حضور سبزتون
سلام
یکی در خواب از خدا پرسید:
اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای،
آرزو کردن چه سود دارد؟!
ندا آمد:
شاید در سرنوشتت نوشته باشم:
هر چه آرزو کرد
سپاس از مهرتون
ببار باران
که دلتنگم..مثال مرده بی رنگم
ببار باران
کمی آرام..که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد
ببار باران
بزن بر شیشه قلبم..بکوب این شیشه را بشکن
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد
ببار باران
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش
ببار باران
درخت و برگ خوابیدن
اقاقی..یاس وحشی..کوچه ها روزهاست خشکیدن
ببار باران
جماعت عشق را کشتن
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن
ولی باران ، تو با من بی وفایی
توهم تا خانه ی همسایه می باری
و تا من
میشوی یک ابر تو خالی
ببار باران
ببار باران..که تنهایم
سلام
تو از تعبیر کدام شعر حرف میزنی؟
من که هنوزخوابی ندیده ام!
پیچ پیچ این همه حرف
از تمام شاعرانه ات میگذرد
لطفا!
آهسته تر بخواب
شاید چشمهایت تعبیر همه حرفهایم باشد.
سپاس از مهرتون
دیگر از این شهر…
میخواهم سفر کنم…
چمدانم را بسته ام…
اگر خدا بخواهد امروز میروم…
نشسته ام منتظر قطار…
اما نه در ایستگاه…
روی ریل قطار ...
سلام عزیز مهربونم
پاییز رفتنت دفتر کهنه ی خاطراتم را ورق زد.
رسیدم به پایان برگ
دوستــــتــــــــــــــــ دارمـــــــــــــ
ایـن روزمـره گی مکـرر ...
روزمره گی، عین مردن است
حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !
توی حموم آواز بخون، آب بازی کن، چه اشکالی داره ؟!
بی مناسبت کادو بخر! بگو این توی ویترین برای تو بود
در لحظه دست دادن به یه دوست، دستش رو فشار بده !
لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !
بستنی قیفی لیس بزن !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !
برو دریا، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور، برای دیگران هم چای دم کن !
جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !
بالا بلندی، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر، حتما یه لیوان آب بخور !
باغ وحش برو، شهربازی، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها به کوه برو، هر جاش که خسته شدی، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !
به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !
چون ... هر جا وایستی، مردی !
زنده باش، زندگی کن !
برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای، به خودش ببالد !
و تو با نشاطی که به زندگیت می دهی، می توانی زنگار روزمره گی را از جانت بزدایی ...
و در آخر : بدان که روزمره گی، عین مردن است !
سلام
صبر کن سهراب ....
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم.
سپاس از حضور زیبایتان
سلام
سپاس از حضور گرمتون
سلام عزیزم
ممنون از حضورت
خیلی وب باحالی داری خلاقانه مینوسی
خوشحالم کردی اومدی
بازم دوست داشتی بیا
فعلآبای
سلام الهام عزیزم
قربون دل مربونت برم من
حتما
دل کـیـســت کـه گـویـم از بــرای غـم تــسـت
یــا آنــکــه حــریــم تـــن ســرای غــم تـــســت
لـطــفـیـســت کـه مـیـکـنـد غـمـت بــا دل مـن
ورنـه دل تــنــگ مــن چــه جــای غــم تــســت
ابو سعید ابوالخیر
منتظر آثار جدیدتان هستم ...
سلامــ آرشید خوبمـــ
دیدگـــــــانت را نبنـــد
نگــاهتـــــ را نــدزد
تـــــــــو کــــه میدانیــ آیــه آیـــه ی زنـــدگیـــــمـ
از گــــوشه یــ چشمـ هــایتـــــ تلاوتــــــ میـــ شــود ...
سپاســـ مهرتونــــ
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری...
خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند...
و بی تو بودن مرا گریان...
تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی...
تو با منی چون در قلب منی.قلبم را با دنیا عوض نمی کنم...
چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم...
سلام
رفتن هم حرف عجیبی است شبیه اشتباه آمدن.
تو بگو دایره تا هیچ آغاز و پایانی نداشته باشی.
سپاس از حضور سبزتون
این هفته، هفته ی بهترین دوسته بهترین دوست تو کیه؟ این مطلب رو واسه ی همه ی دوستای خوبت بفرست حتی واسه من. ...البته اگه یکی از دوستای خوبت حساب میشم. ...ببین چند تا پس میگیری. اگه بیش از 7 تاگرفتی پس واقعا محبوبی. i love u
♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ -♥♥ ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ -♥♥ ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ - ♥♥ -♥♥ ♥♥ - ♥♥ - ♥♥
سپاس از مهرتون
سلام
متن زیبایی بود ممنون........
با متن کبک آپم سربزنی خوشحال میشم.[گل]
سلام

سپاس از حسن نظرتون
خدمت رسیدم
مدت هاســـــت
نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم…
نه از رفتن کسی دل گیـــــــر…
بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد…
سلام زهرای عزیزم
نمی نالم من دردم
نمی گریم من از حالم
ولیکن درد دارم اشک دارم من
دلم از غصه خون گشت و زبانم ساکت و خاموش
خداوندا کجا رفتی
چرا با من چنین کردی
خداوندا ببخشایم اگر نابندگی کردم
تو عفوم کن
تو شادم کن
می نویسم تو آروم بخواب ..
آرامش تو اوج آرزوهای من است ...
عالی بود افسانه ی من.....
چقدر با احساس و تاثیرگذار بود.... !!!
سلام رویای عزیزم
قربون نگاه مهربونت
باران باش....ببار ونپرس کاسه های خالی از آن کیست...
سلام
برای قصه ای که با
“یکی بود و یکی نبود”
شروع می شود ؛
پایانی بهتر از
آوارگی کلاغ نمی توان نوشت…
سپاس از مهرتون
آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد !
چه رنجی میکشد او
وقتی هوا ابریست . . .
سلام
گوشه ای می گریستم...
عابری گفت : حالتان خوب است؟
گفتم : خوبم . تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است...
سپاس از مهرتون
سلام
ممنون از حضورتون
سلام
تمنا می کنم
سلام دوست خوبم
ای کاش که همه دوست داشتنها واقعی باشد و پاک نه اینکه بهانه ای برای هوسهای نا پاک !
سلام قشنگم
بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم
من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم
انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره
ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره
ما خوب و بدرا میدانیم و تشخیص میدهیم...
اما سراغ بد میرویم...
و این است داستان حماقت ما.
سلام
سلام
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود …
سپاس از مهرتون
سلام سلام سلام سمانه ی عزیزم .....
خوبی ممنون ا ز حضور گرمت تو وبم.......بخشید که دیر جواب دادم. چند روزی بود به نت دسترسی نداشتم....وب خوبی داری.....
سلام عزیز دلم
من افسانه ام عزیز دلم
من سمانه نیستم که
قربونت برم من
من اسمم ویادم رفت بزارم
من ملیسا بودما...نظر دادم
عزیز دلمــــــــــــــــــــــــــ
ملیســــــــــــــا خانم
خواهم ، چون تشنه لبی،
بر چشمه ی سقایت برسم
ذره ای خاک شوم ،
هر لحظه بر زیر پایت برسم
دل بر کنم
از بود و نبود ، ای دوست
یک شب از سر نیاز ،
به سرایت برسم
سلام برادر خوبم
و حضور مهربانتان
آن روز که همدیگر را یافتیم ؛
یافتنمان هنر نبود !
هنر این است ؛
همدیگر را گم نکنیم ...!
سپاس از سروده ی زیبایتان
پ.ن ۱: تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئـــــــــــــــــولی ...
سلام
سپاس از حضور گرمتون
کی رفــــــــــــــــــــته ام ،
دوباره باز آیـــــــــــــــــــم
هر لحظه بســـــــــــویت
بــــــــهر راز و نیاز آیـــــم
طوفان چو نمــــــود غارت
باغ دل خســــــــــــــــته
بـگـــــــــــــــــشا در باغ
پژمرده گلـــــــــــــــــــم ،
بشـــــــوق آغاز آیـــــــم
بسیار زیباست
خیلی وقت ها نبودنت
بر روح و جانم
عمق بودنت را نشان می دهد ...
باز هم سپاس
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...
سلام عزیز دلم
گمم نکن ؛
در گوشه ای از حافظه ات مینشینم آرام ...
فقط بگذار بمانم ...