X
تبلیغات
رایتل

خـــــاطرات کهــــنه و اشـــــعار نـــو

خاطرات کهنه و اشعار نو شمع خاموشی شب های من است تازه ام از این فضای دلپذیر یاد آن درمان غمهای من است. صهبـــــانــا

نویسنده: افسانه(TALE)
تاریخ: پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت: 12:46 ق.ظ
نخ از شمع پرسید

چرا وقتی من می سوزم تو اشک می ریزی؟

شمع گفت:

چطور ممکنه وقتی کسی که تو قلبمه و داره می سوزه من اشک نریزم


پ.ن:برای مدتی از حضور دوستان خوب ومهربانم خداحافظی می کنم وشما رابه خداوند بزرگ می سپارم شاید دوباره بازگشتی باشد.

دوستتان دارم



آرشیو

عزیزان افسانه
ابزارک های وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان : 333707
RSS


کد آهنگابزار وب مستر